چرا بر باورهای نادرست خود پافشاری میکنیم

چرا بر باورهای نادرست خود پافشاری میکنیم

روانپزشکی

تاریخ انتشار : 1397/09/28 بازدید : 318

آیا تاکنون به این فکر کرده اید که چرا معتقدین به صاف بودن زمین، تئوری توطئه و انکار کنندگان تغییرات آب و هوایی یا هولوکاست علیرغم وجود دلایل بی شمار بر علیه عقایدشان همچنان بر این نظرات پافشاری می کنند؟

یافته های جدید توسط پژوهشگران دانشگاه برکلی کالیفرنیا این گونه پیشنهاد می کند که هنگام یادگیری مطالب جدید یا تمایز میان درست و نادرست، بازخوردهای دریافت شده توسط فرد در مقایسه با دلایل و شواهد محکم و قطعی درباره آن موضوع میزان احساس اطمینان و یقین افراد در این باره را افزایش میدهد.

حتما بخوانید چطور بر اساس ظاهر، شخصیت افراد را قضاوت میکنیم

روانشناسان رشد دریافته اند که عقاید افراد بیشتر توسط عکس العمل های مثبت یا منفی ای که آنها در پاسخ به نظرات، وظایف و عملکرد خود دریافت می کنند تقویت شده و شکل می گیرد، تا اینکه این عقاید به وسیله منطق، استدلال یا داده های علمی به وجود بیاید.

این پویایی شناختی و تاثیرپذیری فعال ذهن از بازخوردها می تواند در تمامی زمینه های زندگی حقیقی یا مجازی نقش داشته باشد. همانند اغراق و بزرگنمایی هایی که در رابطه با برخی نظریات و عقاید خاص در شبکه های اجتماعی و رسانه های کابلی رخ می دهد، که می تواند تا حدودی دلیل اینکه چرا مردم به راحتی توسط برخی افراد حقه باز فریب میخورند را توجیه کند.

به طور اختصاصی این تحقیق به بررسی و آزمایش اینکه چه چیزی بر میزان اطمینان و یقین افراد حین یادگیری اثر می گذارد پرداخته است. یافته ها حاکی از آن بود که میزان اطمینان و یقین شرکت کنندگان در این تحقیق، بیشتر بر اساس نتایج جدیدترین عملکرد آنها در پاسخ به یک رویداد شکل می گیرد و نه بر اساس نتایج و داده های جمع آوری شده در طی مدت زمان طولانی.

این آزمایشات در دانشگاه روچِستر انجام شده اند. برای این تحقیق بیش از ۵۰۰ فرد بزرگسال که به صورت آنلاین از طریق یک پلتفرم کارفرمایی شرکت آمازون تحت عنوان (Amasone Mechanical Turk crowdsourcing platform) انتخاب شده بودند، به تعدادی اشکال رنگی بر روی نمایشگر کامپیوتر خود نگاه می کردند.

از آنها خواسته شده بود که از بین اشکال، شکلی که به عنوان "Daxxy" است (که یک شیء غیر واقعی و ساختگی توسط محققین و به منظور استفاده در این تحقیق طراحی شده بود) را شناسایی کنند. از آنجا که شرکت کنندگان هیچ اطلاعاتی درباره ی ویژگی های این شیء ساختگی یا Daxxy نداشتند، می بایست به گونه ای کورکورانه حدس می زدند که از میان ۲۴ شکل رنگی متفاوتی که به آنها نشان داده شده بود کدام یکی از آنها یک Daxxy بوده و سپس بر اساس درستی یا نادرستی حدس خود یک بازخورد از سیستم آزمون گیرنده دریافت می کردند.

پس از هربار حدس زدن آنها باید اعلام می داشتند که آیا نسبت به پاسخی که قبل از دیدن نتیجه واقعی در ذهن داشتند، مطمئن بودند یا خیر. نتایج نهایی نشان داد که شرکت کنندگان همواره میزان اطمینان خود از جوابشان را بر اساس اینکه آیا طی ۴ یا ۵ حدس اول به درستی شکل Daxxy را شناسایی کرده بودند قرار می دادند و نه بر اساس اطلاعاتی که طی این فرآیند جمع آوری کرده بودند.

البته آقای مارتی اذعان داشت:

نقل قول از متخصصان پزشکیحد ایده آل از اطمینان و یقین برای فرد یادگیرنده به همان اندازه که بر اساس بازخوردهای دریافتی است، به مشاهداتی که در طی زمان جمع آوری می‌شود نیز بستگی دارد.

وی همچنین گفت:

نقل قول از متخصصان پزشکیاگر هدف شما دستیابی به حقیقت است این استراتژی که از بازخورد های اخیر خود به جای تمام اطلاعاتی که تاکنون جمع آوری کرده اید استفاده کنید، تاکتیک و روش مناسبی نمی تواند باشد.